حاج ملا هادي السبزواري
190
شرح مثنوى
و به وجهى ديگر خدا را مشيّتِ حتمى است و مشيّتِ حتمى است و مشيّتِ تعليقى . و اين آثار دنيّه و كفرِ مغ و ايمان و طاعات به مشيّت تعليقىِ خداست ، كه او خواهد چون تو بخواهى . ( ( 2929 ) ) چون كه خواهد نفس آيد مستعان * تسخر آمد اَيش شاءَ الله كان ن 973 4 - ك 329 2 ايش شاء الله كان : مخفّف أىُّ شَىءٍ شاءَ الله كانَ . يعنى هر چيز خدا خواسته ، واقع شده . و بايد فرق شود ميان خواستهء بالذات و خواستهء بالعرض . و تسخر نيست . و حكما فرمودهاند : « الشَّرُّ مَجعُولٌ فىِ القَضاءِ الإلهى بِالعَرَضِ » . و در دعاء افتتاحِ نماز مىخوانى : « اَلخَيرُ بِيَدِكَ وَالشَّرُّ لَيسَ إلَيكَ » . و سابق گفتيم كه شُرور به أَعدام راجعند ، و ماهيّات - مطلقاً - به نقص . چه جاى ماهيّات خبيثه پس آن چه خواسته است - چه بالذّات و چه بالعرض - واقع شده است - چه بالذّات و چه بالعرض . ( ( 2967 ) ) اختيارى هست ما را بىگمان * حسّ را منكر نتانى شد عيان ن 975 6 - ك 329 28 اختيارى هست ما را : حاصل اين كلمات اين است كه اختيار داريم ، و بديهى است ثبوت اختيار براى ما . و وجه ديگر از براى ثبوت اختيار ، آن كه : چون همهء عالم ظلالِ قادر مختارند پس غير مختارى نيست ، كه ظلّ المختار مختار . پس در عبد اگر همهء صفات مولى است ، پس ظهور قدرت و اختيار او نيز هست . و به اين نظر ، طبايع به اندازهء قابليتشان مختارند و مضطرّى نيست . ( ( 2974 ) ) اختيارى هست در ظلم و ستم * من ازين شيطان و نفس اين خواستم ن 975 13 - ك 329 32 من ازين شيطان و نفس : يعنى اگر ظلم به اختيار از تو صادر نمىشد ، فعل تو شيطانى و نفسانى نبود ، مثل احراق نار بود كه از روى اختيار نيست . ( ( 2975 ) ) اختيار اندر درونت ساكن است * تا نديد او يوسفى كف را نخست ن 975 14 - ك 329 32 كف را نخست : از باب استعارهء مكنيّه و تخييليّه است . چه ، تشبيه شده در نفس متكلَّم ، اختيار به دابّه سركش ، و كف را خسته كردن كه از ملايمات آن دابّه است از براى اختيار ثابت شده است . آن تشبيه مضمر استعارهء مكنيّه است و اين اثبات ملايم تخييليه است . و همچنين در بيت دويم تشبيه به طاير شده كه فرموده اختيار و داعيه . . .